نسخه قابل چاپ ارسال به دوستان ذخیره
کد خبر: 680 زمان انتشار: 03 خرداد 1391 08:57:00

موج ششم انقراض تنوع زیستی در راه است

"ما پیوسته از آستانه های طبیعت عبور می کنیم و آنها را نمی بینیم و ضرب العجل های طبیعی را نقض می کنیم بدون آن که آنها را بشناسیم. در این بازی، وقت نگهدار طبیعت است اما ما ساعت را نمی بینیم" لستر براون یکی از بزرگترین متفکران محیط زیست جهان و رییس موسسه تحقیقات زیست محیطی سیاست زمین و بنیانگذار موسسه دیده بان جهان، در همین حال می افزاید: « از میان دیگر روند های زیست محیطی که آینده ما را به خطر انداخته اند می توان به روند کوچک شدن مداوم جنگل ها، گسترش بیابان ها، سقوط سطح سفره های آب زیر زمینی، افت
موج ششم انقراض تنوع زیستی در راه است

به گزارش زیست نیوز به نقل از سبزپرس، ما تنها از همین ذوب یخچال ها می توانیم دریابیم که تمدن ما به خطر افتاده است. اگر لایه یخ روی جزیره گرینلند ذوب شود، سطح آب دریاها هفت متر بالا خواهد آمد. اگر پوشش یخی غرب قطب جنوب فرو شکند، و بسیاری از دانشمندان بر آنند که این اتفاق ممکن است زودتر از گرینلند روی دهد، پنج متر دیگر به ارتفاع آب در یاها افزوده خواهد شد یعنی در مجموع سطح آب 12 متر ( 39 فوت) بالا تر خواهد رفت و این یعنی فاجعه ».

براستی در برابر این همه تهدیدات جدی که زمین و ساکنانش را در برگرفته چه سیاست هایی باید اتخاذ کرد؟ اصلا چرا جهان امروز با چنین بحرانی مواجه شده و چرا با وجود تعهدات الزام آور دولتها برای مقابله با تخریب های زیست محیطی در دوسه دهه گذشته باز هم موفقیتی حاصل نشده است؟

در سال 1992 دولتها در نخستین اجلاس زمین که در شهر ریو دو ژانیرو برزیل برگزار شد یک تعهد تاریخی را به امضا رساندند که منجر به تحقق توسعه پایدار می شد – توسعه پایدار سیستمی است که هم سلامت انسان و هم سلامت اکوسیستم ها را تضمین می کند- اما اکنون 20 سال بعد از برگزاری اجلاس ریو و دهها اجلاس جهانی دیگر، تمدن بشری به یک فروپاشی اکولوژیکی نزدیک شده است به طوریکی که یک سوم مردم روی زمین در فقر به سر می برند و پیش بینی می شود تا 40 سال آینده 2 میلیارد نفر دیگر هم به جمع فقرای جهان افزوده شوند.

جهان اکنون با چالش بزرگی مواجه است اینکه با وجود این جمعیت در حال رشد و شهرهایی که روز به روز گسترش می یابند و با وجود فروپاشی سیستم های طبیعی، چطور می توان جهان را از این پس به سمت رفاه پایدار سوق داد؟

به طور خلاصه رفاه پایدار در نتیجه توسعه همگام با محیط زیست تحقق خواهد یافت و همه انسانها را قادر می سازد تا هم نیازهای اساسی شان را تامین کنند و هم درصد رضایتمندی شان را از زندگی بالا ببرند و نیز ضریب شادی را در جوامع خود افزایش دهند. برای دستیابی به این مهم، باید جلوی تخریب های بیشتر منابع زنده، روی زمین را گرفت. لذا باید مسیرهای اقتصاد جهانی را با تغییرات اساسی در توزیع ثروت، ایجاد مشاغل سبزو تبدیل تمامی بخش های کشاورزی، حمل و نقل و مسکن به سمت پایداری دگرگون ساخت.

از این رو بدون اغراق باید گفت اگر این بار هم جهان در برابر تعهداتش شکست بخورد زمین به ناپایدار ترین وضعیت ممکن در طول تاریخ بشری دست خواهد یافت. از این رو اجلاس ریو + 20 سازمان ملل متحد، حرکت به سمت رفاه پایدار و سیاست های خلاق و روش های نوین برای دستیابی به این پیشرفت پایدار را در قرن بیست و یکم جستجو می کند. این اجلاس که چند روز دیگر در ریو دو ژانیرو برگزار می شود می تواند برای آخرین بار دولتهای جهان را به تشریک مساعی برای نجات منابع زنده زمین فراخواند که در غیر این صورت دیگر فرصتی وجود نخواهد داشت. در همین حال دانشمندان هشدار داده اند که فراتر از موضوعات زیست محیطی مهمی که مستقیما با حیات انسانها سر و کار دارد ، جهان با موج جدیدی از انقراض روبرو شده است که اگر دراجلاس پیش رو سیاست هایی برای توقف این روند اندیشیده نشود موج ششم انقراض جهانی آغاز خواهد شد. موسسه ورلد واچ در تازه ترین گزارش وضعیت جهان در سال 2012 نسبت به این موضوع هشدار داده است.

مقابله با موج ششم انقراض

بر اساس گزارش «وضعیت جهان» ، تا سال 1999 جمعیت جهان 6 میلیارد نفر بود که این رقم در 12 سال گذشته به 7 میلیارد نفر رسید که رشد بی سابقه ای را نشان می دهد و چنانچه تدابیری برای کنترل جمعیت اتخاذ نشود تا نیمه قرن حاضر جمعیت به 9 میلیارد نفر خواهد رسید و متعاقب آن انقراض گونه ها هم تشدید خواهد شد. دانشمندان تخمین می زنند که در حال حاضر نرخ انقراض گونه ها 1000 برابر بیشتر از دوره قبل از انقلاب صنعتی در جهان است.

از سوی دیگر بر اساس گزارش «شاخص سیاره زنده» تنها از سال 1992، تنوع زیستی در سطح جهان 12 درصد و در مناطق استوایی تا 30 درصد کاهش یافته است. این در حالیست که در اجلاس ریو در سال 1992 رهبران جهان برای حفظ منابع بیولوژیکی جهان از طریق انعقاد کنوانسیون تنوع زیستی متعهد شده بودند . با این حال انقراض و نابودی تنوع زیستی همچنان ادامه دارد. در نهایت می توان گفت این فقدان تعهدات سیاسی است که به تهدید تنوع زیستی منجر می شود.

مشکلات موجود

تنوع زیستی در تمامی سطوح از میکروارگانیسم ها گرفته تا پستانداران بزرگ به سرعت در حال کم شدن و نابودی است. با این وجود از دست رفتن تنوع زیستی حتی به اندازه تغییر اقلیم هم نتوانسته توجه دولتها را در چند دهه گذشته به خود جلب کند .البته این به این دلیل نیست که داده های علمی در این حوزه موجود نیست بلکه به این دلیل است که دولتها هنوز نابودی نتوع زیستی را تهدیدی برای حیات زمین محسوب نمی کنند.

برای درک اهمیت تنوع زیستی در زیستگاهها یا اکوسیستم، می توانید تنوع زیستی را به مثابه یک خانه ای تصور کنید که از مجموعه ای از کارتها درست شده و هر کارت یک گونه یا یک موجود زنده را نمایندگی می کند. تعداد کمی از این کارتها ممکن است در اثر برخی رخدادها از ساختار این خانه برداشته شوند. اما اگر کارتهای دیگر هم برداشته شوند بدون شک تمام خانه فرو می ریزد و سقوط می کند. گونه های موجود بر روی زمین که تنوع زیستی را تشکیل می دهند از طریق روابطی همچون شبکه غذایی، گرده افشانی، شکار و بسیاری دیگر از فعل و انفعالات که برخی از آنها هنوز ناشناخته هستند با هم در ارتباط هستند و از بین رفتن هر یک از این حلقه ها می تواند زمینه را برای نابودی سایر حلقه ها فراهم کند. آمارها نشان می دهد که در فاصله بین سالهای 1980 تا 2008 میلادی به طور متوسط در هر سال 52 گونه به حلقه انقراض نزدیک تر شدند. نرخ کاهش تنوع زیستی هیچ علائمی ندارد و گویی به آهستگی رخ می دهد. در نتیجه دانشمندان به این دور جدید انقراض ها در تاریخ بشری" انقراض ششم " نام نهاده اند.

دور پنجم انقراض ها مربوط به دوره کرتاسه در حدود 65 میلیون سال قبل بود که در واقع پایان عصر دایناسورها بود. اما در حال حاضر مداخله بشر در طبیعت است که علت اساسی انقراض ششم تشخیص داده شده است. در حال حاضر تنوع زیستی از 5 طرف تحت فشار قرار دارد: تخریب زیستگاهها، آلودگی محیط زیست، بهره برداری بی رویه از گونه ها، گونه های مهاجم و تغییر اقلیم و نکته این است که عامل اصلی همه این فشارها انسان است.

از سوی دیگر اقیانوس ها و جنگلهای جهان نیز به طور فزاینده ای در معرض تهدید هستند. ماهیگیری صنعتی با شبکه عظیمی از ترالها، هم باعث آسیب به بستر دریاها و هم کاهش تنوع زیستی دریایی شده است. آبسنگ های مرجانی که بزرگترین پناهگاه تنوع زیستی در دریاها هستند رشد فزاینده استرس های محیطی را نشان می دهند: به طوریکه در حدود یک پنچم آبسنگ های مرجانی جهان از بین رفته اند یا بشدت آسیب دیده اند و 35 درصد این مرجانها نیز بین 10 تا 40 سال آینده از بین خواهند رفت.

در همین حال جنگل زدایی نیز یکی دیگر از عمده ترین دلایل زوال تنوع زیستی است. در فاصله بین سالهای 1990 تا 2010 در حدود 3.4 درصد از جنگلهای جهان معادل 1.4 میلیون کیلومتر مربع – یعنی سطحی برابر کشور مکزیک – از وسعت جنگلهای جهان کاسته شده است. جنگل زدایی همچنان با سرعتی هر چه تمام تر در برخی کشورهای جهان ادامه دارد. در بیشتر موارد نیز جنگلها برا یتامین غذا به اراضی کشاورزی تغییر کاربری پیدا می کنند که عمده این تحرکات نیز به شکل غیر قانونی انجام می شود. در اندونزی حدود 12 میلیون هکتار از جنگل های حاره ای، تحت حفاظت دولت مرکزی قرار دارند اما پاکتراشی غیر قانونی، تغییر کاربری اراضی جنگلی به کشاورزی و شکار همچنان به عنوان سه تهدید مهم تنوع زیستی در جنگلهای این کشور مطرح است.

حفظ تنوع زیستی نه تنها فقط از دیدگاه اخلاقی که برای تامین نیازهای اولیه بشری لازم است. از دیدگاه اخلاقی این حق برای انسانها وجود ندارد که بقای گونه ها را از بین ببرند. از سوی دیگر انسانها برای تامین نیازهای اساسی خود از جمله غذا، آب و هوای پاک، دارو، سوخت و مواد بیولوژیکی نیازمند اکوسیستم های سالم هستند. این اکوسیستم ها در بسیاری از نقاط جهان از گزند تخریب در امان نماندند و با کاهش وسیعی از تنوع زیستی مواجه هستند.

در گزارش ارزیابی اکوسیستم هزاره در سال 2005 از 24 عنوان خدمات کلیدی اکوسیستم ها حدود 15 عنوان در حال نابودی عنوان شده از جمله خدمات تولید آب و هوای پاک از اکوسیستم های طبیعی. با این حال حتی انعقاد کنوانسیون تنوع زیستی هم نتوانست آنگونه که انتظار می رفت جلوی این زوال را بگیرد . از سال 1992 که کنوانسیون حفظ تنوع زیستی منعقد شد به دلیل برخی ابهامات در اهداف این کنوانسیون، جهان عملا نتوانست به موفقیتی در این زمینه دست یابد. در سال 2002 متعهدین به کنوانسیون برای کاهش نرخ نابودی تنوع زیستی تا سال 2010 به تعهدات دیگری نایل شدند اما بازهم نمایندگان حاضر در اجلاس ناگویا در ژاپن( در سال 2010) تاکید کردند که این هدف ها نه در سطح ملی و نه در سطح منطقه ای و جهانی همچنان تامین نشده است. به همین منظور این بار طرح راهبردی برای حفظ تنوع زیستی برای یک دوره 10 ساله یعنی از سال 2011 تا 2020 با 20 هدف جدید به تصویب رسید. برخی از این اهداف بلندپروازانه هستند و برخی دیگر کمتر اما اشکال عمده این طرح این است که راجع به برخی مسائل همچون تنوع زیستی شهری اصلا صحبتی به میان نیامده است. از سوی

دیگر این اهداف از نظر اهرم اجرایی قانونی ضعیف هستند و اغلب مبهم و غیر عملی طراحی و پایه گذاری شدند.

تشریک مساعی در دو سطح ملی و جهانی

موسسه ورلد واچ در گزارش «وضعیت جهان 2012» تاکید می کند هر گونه نوآوری برای توقف روند نابودی تنوع زیستی باید در دو بخش ملی و جهانی صورت گیرد . در سطح ملی دولتها باید در برابر بهره برداری بیش از حد از تنوع زیستی و دیگر عوامل تخریب آن به شدت مقابله کنند. به عنوان مثال برای کاهش جنگل زدایی، دولتها باید در برابر بهره برداران از جنگل برای تامین سوخت و الوار و غذا و تامین علوفه دامی مقابله کنند و آنها را شناسایی کنند. در هین حال کارگرانی را که تا دیروز در خدمت فعالیت های غیرقانونی و مخرب در جنگل ها بودند در امورحفاظتی به کار گیرند تا همین افراد از نابودی جنگل جلوگیری کنند. این رویکرد در برخی مناطق به کار گرفته شده است. برای مثال برنامه لاک پشت دریاییTAMAR در برزیل از شکارچیان سابق این جانور به عنوان محافظان حیات وحش بهره گرفته و برای ایجاد اشتغال در مناطق ساحلی به انها حتی حقوق هم می پردازد.

از سوی دیگر همکاری بین دولتها نیز برای ارتقا سطح آگاهی های جهانی در رابطه با نابودی تنوع زیستی و تحقق اهداف برای معکوس کردن نرخ زوال تنوع زیستی ضروری است .

در اوایل سال 2011 پانل بین دولتی کشورهای عضو کنوانسیون تنوع زیستی برای ایجاد بسترهای نرم افزاری بین دولتی بر روی تنوع زیستی و خدمات اکوسیستم با هدف تحقق اهداف از پیش تعیین شده تا سال 2020 به توافق رسیدند. در همین حال کنفرانس ریو می تواند یک فرصت بزرگی باشد برای تجدید و تقویت تعهدات ملی و جهانی برای توقف نابودی تنوع زیستی. یکی از مناطقی که شاید نیازمند تمرکز و بهبود مقررات حفاطتی باشد مناطق تحت حفاظت کشورها و اکوسیستم های دریایی است. برای مثال در اندونزی فقط حدود 1.3 میلیون هکتار از جنگلهایی که تحت حفاظت هستند همزمان توسط بهره برداران پاکتراشی می شود. بنابراین بخشی از وظیفه کنفرانس ریو + 20 این است که اطمینان حاصل کند مقامات محلی و ملی هم منابع مالی برای حفظ دریاها و خشکی ها در اختیار دارند و هم از اهرم های قانونی و قضایی برای مقابله با متخلفان بهره می گیرند.

اما به همان اندازه که حفاظت از زیست بوم های طبیعی برای مقابله با از دست رفتن تنوع زیستی اهمیت دارد کاهش نرخ مصرف ناپایدار به ازای هر نفر در کشورهای صنعتی هم حائز اهمیت است چرا که مدل فعلی مصرف منابع در برخی از کشورها به گونه ایست که گویی در حال از بین بردن سیاره زمین است.

 

بیان دیدگاه
OK
نام :
ایمیل :
دیدگاه :
آدرس ايميل شما:
آدرس ايميل گيرندگان:
هر یک از ایمیل ها را در یک سطر وارد نمایید، حداکثر ۲۰ آدرس
پربیننده ترین
آخرین اخبار